اي عشق عليه السلام!
من چله نشين گذر عمر و آرزو شده ام!
خبرم هست زمين زير پايم خالي شده اما
هنوز هم به دنبال تو در فرداها مي گردم!
و عجيب است رمز وجودت در همه جا هست و نيست!
اي حقيقت خيال انگيز، اي عشق!
**************
در كدامين نشان بساط گسترده اي، اي عشق عليه اسلام!
بگذار اين قلب را در بساط ات به حراج بگذارم!
پي نوشت: هذياني كه در محفل "خلوتگه جانان" نوشته بودم
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۴ ساعت 9:37 توسط وحدتی
|
با دلارامی مرا خاطر خوش است ××××× کز دلم یکباره برد آرام را